سيد علي اكبر قرشي
107
قاموس قرآن ( فارسي )
متوجّه بمنكر معاد است يعنى تو از قيامت و احوال آن در غفلت بودى پرده را از چشمت گرفتيم چشمت امروز تيز است . يعنى اگر در دنيا غفلت نميكردى پرده از چشمت برداشته ميشد و قيامت را در دنيا ميديدى . اين لفظ فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است . غفر : پوشاندن و مستور كردن . در مجمع ذيل آيهء 58 بقره فرموده : غفر بمعنى پوشاندن است گويند : « غفر اللَّه له غفرانا » يعنى خدا گناهان او را مستور ( و عفو ) كرد . در قاموس گفته : « غفره يغفره : ستره » در اقرب الموارد نيز همانطور است در اقرب و مفردات نقل شده : « اصبغ ثوبك بالسواد فانّه اغفر لوسخه » يعنى لباست را رنگ سياه بزن كه چركش را بهتر مستور مىكند . همچنين است قول ابن اثير در نهايه . على هذا غفران گناه مستور و نا پديد كردن آنست * ( فَغَفَرْنا لَه ذلِكَ . . . ) * ص : 25 . آن را بر او عفو كرديم * ( فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ ) * بقره : 284 . بنا بر آنكه گذشت مفعول « غفر » در اين موارد « ذنوب » است و لام در « لمن » مفيد نفع است يعنى : گناهان را بنفع كسى كه ميخواهد ميامرزد و آنكه را خواهد عذاب كند . « غفر » گاهى بگذشت ظاهرى نيز اطلاق مىشود هر چند در باطن گذشت و ستر نيست مثل * ( قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ الله لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * جاثيه : 14 . در الميزان آمده : مؤمنان چون استهزا كنندگان برسول خدا را ميديدند آنها را بايمان و ترك اهانت دعوت ميكردند با آنكه كفّار ديگر قابل علاج نبودند لذا آنحضرت مأمور شد كه بفرمايد : اينها را ناديده بگيريد تا خدا در مقابل عمل سزايشان دهد . در آيهء * ( وَإِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ) * شورى : 37 . ظاهرا مراد بخشيدن گناه ديگران است ايضا * ( وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ) * شورى : 43 .